تبليغاتX
سرطان عشق
 
   
  سلام به همه ی دوستان گلم

درسته که این وبلاگم رو به خاطر مشکلاتی تعطیل کردم ولی بعد عمری! گفتم آپش کنم.

پیشاپیش عید نوروز و سال نو رو بهتون تبریک میگم

سال نو مبارک

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

سرطان عشق

  

روز تاسوعا که هر جوری بود گذشت و ما تقریبا" تا ساعت ۱:۳۰ شب داشتیم واسه امام حسین عزاداری میکردیم . اون شب خیلی خسته بودم تا به خونه رسیدم راست رفتم سراغ رخت خواب .

سر دسته ی هیئتمان گفت : چون مجلس هایی که میخوایم فردا بریم زیاد هست حتما" همه ساعت ۹ صبح زینبیه باشید " زینبیه جایی هست که بچه های هیئت جمع میشیم "

منم که از اینقدر خسته بودم واسه نماز بلند شدم و بعد دوباره خوابیدم وقتی بیدار شدم دیدم ساعت ۱۱ صبح شده بلند شدم و یه آبی به سر و صورتم زدم و سریع آماده شدم که برم زینبیه

اینم رو بگم که چون خونه ی ما به زینبیه نزدیک بود پسر داییم شب اومد خونه ما خوابید که صبح با هم بریم زینبیه که اونم مثل من خواب موند ...

صبحم که بیدار شدم منظورم همون ساعت ۱۱ هست " حبیب " هنوز خواب بود

تقریبا" یه نیم ساعتی از بیدار دمون میگذشت که داییم که بهش میگیم " دایی متی " مخفف مهدی هست ! به حبیب زنگ زد و گفت :  پسر معلومه کجایی تا حالا؟ سریع بیا سر کوچه من الان میام دنبالتون

اومد دنبالمون و بعد رفتیم به مجلس اولی که یه خونه ی بزرگ بود اونجا رو که سینه زده بودند و رفته بودن

مجبور شدیم بریم مجلس بعدی ولی نمی دونستیم که بعد از اونجا کجا هست !!

ولی میدونستیم که هر جا برن ، حتما" ظهر عاشورا میرن به یه خونه ای که معروفه به خونه ی پاسدار

اونجا راس ساعت ۱۲ ظهر عاشورا یه عکس خیلی قدیمی از سر امام حسین (ع) رو به مدت ۴۰ - ۳۰ ثانیه که میگن واقعی هست که مطمئن هستم که واقعی هست رو به مردم نشوم میدادن

چون هیئت ما خیلی خوب و سوزناک میخونه ۴ سال پشت سر هم این عکس رو فقط به هیئت ما نشون میدادن

امسال هم همین طور بود ولی متاسفانه نوحه خون هیئتمون که یکی از داییم ها بود " بهش میگفتیم دایی ممل اینم مخفف محمد هست " ۲۳ رمضان همین امسال عمرشون رو به شما دادند . به خاطر همینم پسر داییم که اونم تقریبا" نوحه خون بود به جاب بابای خدابیامرزش اومد !

بگذریم از این ماجرا ها...

بلاخره انتظار ها به پایان رسید راس ساعت ۱۲ شد و عکس سر امام حسین (ع) رو از یه پنجره به بیرون آوردن . یک دفعه همه کنترل خودشون رو از دست دادند و بدون اینکه بخوان اشک از چشماشون جاری شد

یه دفعه همه شروع کردن به حسین حسین کردن و دور حیاط خونه " پاسدار " چرخیدن !!

این عکس یه عظمت و ابهتی داشت که به زبون آوردنش خیلی کار سخته میشه گفت نمیشه اون لحضه رو وصف کرد ...

اون مجلس هم تموم شد ...

تقریبا" ساعت ۱۲:۳۰ و اینها بود که سر دسته هیئتمون " آقا حسین " گفت سریع برید مجلس بعدی که هنوز خیلی از مجلس ها مونده ...

مجلس بعدی زیاد از خونه ی " پاسدار " دور نبود حدود ۵ دقیقه فقط راه بود . به اونجا هم رفتیم و عزاداری کردیم و ناهار هم خوردیم .

ما هر سال بعد از ظهر عاشورا میزبان هیئت ها هستیم بعد از ناهار همه رفتیم با کمک هم دیگه زینبیه رو جمع و جور و مرتب کنیم

بلاخره زینبیه آماده ی عزاداران شد

بعد از نماز مغرب و عشا بود که یکی یکی هیئت ها می اومدن و سینه زنی میکردن و میرفتن

حدود ساعتهای ۷ و ۸ شب بود که دوستم " جواد " بهم گفت برو شمع بخر واسه شام غریبان میخوایم

بعد از اینکه شمع رو خریدم تا حدودای ساعت ۱۲-۱۱ شب توی زیرزمین زینبیه داشتیم برای عزاداران حسین شام تدارک میدیدیم

هر سال به آخرین هیئتی که میاد شام میدیم . شام هم برنج و خورشت قیمه بود ، به به !

هر طور بود مجلس تموم شد و به خونه اومدم

از اون شمع هایی رو که واسه آقا جواد خریده بودم ۲ تاشو خودم برداشته بودم . شمع ها رو تا نیمه کردم توی یه لیوان پر از خاک و روشنش کردم و رفتم که بخوابم

یه نذر کرده بودم که اگه این شمع ها تا آخرش سوخت انشاالله نذرم برآورده بشه

خیلی جالب بود صبح که از خواب بیدار شدم سریع رفتم سراغ شمع ها دیدم ... شمع ها خاک رو سولاخ کردن و تا تهشون سوختن !

انشاالله که نذرم برآورده بشه ! آمین ...

>> ویرایش نشده است !

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

یااباعبدالله الحسین

ای ماه خدا! در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست! سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده ای! ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی. دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی. بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می کند.

و سلام بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری!

محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است، محرم نقطه پرگار اهل ولایت، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است.
محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلم ستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است. محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است.
و سلام بر حسین! سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا و سلام بر حسین! نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.
سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت. سلام بر حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد و سلام برحسین سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.
حسین، عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند « البلاء للولا » با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت. حسین چون کتابی بی شیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند. حسین با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر کرد.
حسین همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند. چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود. اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین(ع) فراموش خواهد شد. حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم. او راه جاودانگی معنوی و مردی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد.

پس بر او سلام باد !

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
      امیرچخماق یزد         

 دل را زبی خودی سر از خود رمیدن است

جان را هوای از قفس پریدن است

از بیم مرگ نیست که سر داده ام فغان

بانگ جرس به شوق به منزل رسیده است

دستم نمی رسد که دل از سینه بر کنم

باری علاج شکر گریبان دریدن است

شامم سیه تر است زگیسوی سر کشت

خورشید من برآی که وقت دمیدن است

بوی توای خلاصه گلزار زندگی

مرغ نگه در آرزوی پر کشیدن است

بگرفت آب و رنگ ز فیض حضورتو

هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم

تقدیر غصه ی دل من ناشنیدن است

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا

روزی امین سزا لب حسرت گزیدن است

                                              « آیت الله خامنه ای »                                                

 

لبهای کویری شهرمان تشنه باران است و زمستان سردش خورشید را طلب میکند چند صباحی است که کویر دیارمان فهمیده است که خورشید خواهد آمد.

خورشید خواهد آمد به مهمانی دلهای عاشقی که آمدنش را بی تابی می کنند و امروز شهرمان طلوع خورشید رهبری را در وجود کویری اش خیر مقدم می گوید و عطر قدمهایش را در خویش می پراکند ، باشد تا بدانند که بی قرار آمدنشان هستیم...

 مقدمشان گلباران

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
                  سرطان عشق

ابری نیست
بادی نیست
می نشینم لب حوض
گردش ماهی ها روشنی من گل آب
یکی خوشه زیست
مادرم ریحان می چیند
نان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیک لای گلهای حیاط
نور در کاسه مس چه نوازش ها می ریزد
نردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آرد
پشت لبخندی پنهان هر چیز
روزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره من پیداست
چیزهایی هست که نمی دانم
می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد
می روم بالا تا اوج من پر از بال و پرم
راه می بینم در ظلمت من پر از فانوسم
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه از پل از رود از موج
پرم از سایه برگی در آب
چه درونم تنهاست!

                              « سهراب سپهری »

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
                     سرطان عشق

آفتابا مدد کن که امروز
باز بالنده تر قد برآرم
یاری ام ده که رنگین تر از پیش
تن به لبخند گرمت سپارم
چشم من شب همه شب نخفته است
آفتابا قدح واژگون کن
گونه رنگ شب شسته ام را
ساقی پاکدل پر ز خون کن
گر تغافل کنی ریشه من
در دل خاک رنجور گردد
بازوان مرا یاوری کن
تا نیایشگر نور گردد
تا بهایی ز گلچین ستانم
خارهایم برویان فراوان
بر تنم ای همه مهربانی
خارهای فراوان برویان
شادی ام بخش و آزادگی ده
تا زمین تو دلجو کنم من
پر گشایم به روی چمن ها
باغهای تو خوشبو کنم من
ابر بر آسمان می نویسد
عمر کوتاه و شادی چه بی پاست
بی سر و پا نمی داند افسوس
شبنم زود میرا چه زیباست
با شکوفایی من بر آمد
زین همه مرغ خاموش آواز
پای منگر ز من مانده در گل
عطر ها بنگر از من به پرواز
بر سرا پرده ام گرچه کوچک
آسمان چتر آبی گرفته است
وین دل تنگ در دامن کوه
خانه ای آفتابی گرفته است
آفتابا غروب تو دیدم
خیز از خواب و کم کم سحر کن
سرد بوده است جان من اینجا
گرم کن جان من گرمتر کن

                                        « سیاوش کسرائی »

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

سرطان عشق 

بسان رهنوردانی که در افسانه ها گویند
گرفته کولبار زاد ره بر دوش
فشرده چوبدست خیزران در مشت
گهی پر گوی و گه خاموش
در آن مهگون فضای خلوت افشانگیشان راه می پویند
ما هم راه خود را می کنیم آغاز
سه ره پیداست
نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر
حدیقی که ش نمی خوانی بر آن دیگر
نخستین : راه نوش و راحت و شادی
به ننگ آغشته ، اما رو به شهر و باغ و آبادی
دودیگر : راه نیمش ننگ ، نیمش نام
اگر سر بر کنی غوغا ، و گر دم در کشی آرام
سه دیگر : راه بی برگشت ، بی فرجام
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا ایا همین رنگ است ؟
تو دانی کاین سفر هرگز به سوی آسمانها نیست
سوی بهرام ، این جاوید خون آشام
سوی ناهید ، این بد بیوه گرگ قحبه ی بی غم
کی می زد جام شومش را به جام حافظ و خیام
و می رقصید دست افشان و پاکوبان بسان دختر کولی
و کنون می زند با ساغر مک نیس یا نیما
و فردا نیز خواهد زد به جام هر که بعد از ما
سوی اینها و آنها نیست
به سوی پهندشت بی خداوندی ست
که با هر جنبش نبضم
هزاران اخترش پژمرده و پر پر به خاک افتند
بهل کاین آسمان پاک
چرا گاه کسانی چون مسیح و دیگران باشد
که زشتانی چو من هرگز ندانند و ندانستند کآن خوبان
پدرشان کیست ؟
و یا سود و ثمرشان چیست ؟
                                          >>> Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل ادامه مطلب | 
 
   
 

سرطان عشق

همه میپرسند
چیست در زمزمه مبهم آب
چیست در همهمه دلکش برگ
چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند
که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال
چیست در خلوت خاموش کبوترها
چیست در کوشش بی حاصل موج
چیست در خنده جام
که تو چندین ساعت
مات و مبهوت به آن می نگری
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
نه به این خلوت خاموش کبوترها
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
من به این جمله نمی اندیشم
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت
 همه جا
من به هر حال که باشم به تو میاندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان
تو بیا
تو بمان با من تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند
اینک این من که به پای تو درافتاده ام باز
ریسمانی کن از آن موی دراز
تو بگیر
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
 من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش
                                                               فریدون مشیری

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

 سرطان عشق 

شونه به شونمی ولی چه دوره راه من و تو

این همه دریا فاصلس بین  نگاه من و تو

کنارمی اما دلت اونور فانوس شبه

من با تو مهربونم و حرف تو نیش عقربه

هزار تا شب گذشته از قصه ی پر غصه ی ما

این آخرین ضیافته! شهرزاد بی قصه بیا

عزیز من ببخش اگه تلخی واژه با منه

دردو اگه داد بزنم دیوار صوتی میشکنه

بیا تا شام آخرو کنار هم سحر کنیم

برای فهمیدن هم یه بار دیگه خطر کنیم

من نمیخوام که مثل من به آینه نگاه کنی

من با تو باشم اما تو بازم منو صدا کنی

دلم میخواد که حرفای منو بخونی از چشام

وقتی که آواز میخونم، دل بدی به بغض صدام

عزیز من ببخش اگه تلخی واژه با منه

دردو اگه داد بزنم دیوار صوتی میشکنه

                                                                               یغما گلروئی

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
                        سرطان عشق

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهی بجز گريز برايم نمانده بود

اين عشق آتشين پر از درد بی اميد

در وادی گناه و جنونم كشانده بود

 

رفتم، كه داغ بوسه پر حسرت ترا

با اشك های ديده ز لب شستشو دهم

رفتم كه ناتمام بمانم در اين سرود

رفتم كه با نگفته بخود آبرو دهم

 

رفتم مگو، مگو، كه چرا رفت، ننگ بود

عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما

از پرده خموشی و ظلمت، چو نور صبح

بيرون فتاده بود به يكباره راز ما

 

رفتم كه گم شوم چو يكی قطره اشك گر
در لابلای دامن شبرنگ زندگی

رفتم، كه در سياهی يك گور بی نشان

فارغ شوم ز كشمكش و جنگ زندگی

 

من از دو چشم روشن و گريان گريختم

از خنده های وحشی توفان گريختم

از بستر وصال به آغوش سرد هجر

آزرده از ملامت وجدان گريختم

 

ای سينه در حرارت سوزان خود بسوز

ديگر سراغ شعله آتش ز من مگير

می خواستم كه شعله شوم سركشی كنم

مرغی شدم به كنج قفس بسته و اسير

 

روحی مشوشم كه شبی بی خبر ز خويش

در دامن سكوت به تلخی گريستم

نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفته ها

ديدم كه لايق تو و عشق تو نيستم!

                                                        فروغ فرخزاد

داشتم دنبال یه شعر قشنگ میگشتم که مریم خانوم برام پیدا کرد چاکرتیم!

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
  سرطان عشق 

می بندم این دو چشم پر آتش را
تا ننگرد درون دو چشمانش
تا داغ و پر تپش نشود قلبم
از شعله نگاه پریشانش
می بندم این دو چشم پر آتش را
تا بگذرم ز وادی رسوایی
تا قلب خامشم نکشد فریاد
رو می کنم به خلوت  و تنهای
ای رهروان خسته چه می جویید
در این غروب سرد ز احوالش
او شعله رمیده خورشید است
بیهوده می دوید به دنبالش
او غنچه شکفته مهتابست
باید که موج نور بیفشاند
بر سبزه زار شب زده چشمی
کاو را بخوابگاه گنه خواند
باید که عطر بوسه خاموشش
با ناله های شوق بیآمیزد
در گیسوان آن زن افسونگر
دیوانه وار عشق و هوس ریزد
باید شراب بوسه بیاشامد
ازساغر لبان فریبای
مستانه سر گذارد و آرامد
بر تکیه گاه سینه زیبایی
ای آرزوی تشنه به گرد او
بیهوده تار عمر چه می بندی
روزی رسد که خسته و وامانده
بر این تلاش بیهده می خندی
 آتش زنم به خرمن امیدت
با شعله های حسرت و نکامی
ای قلب فتنه جوی گنه کرده
شاید دمی ز فتنه بیارامی
می بندمت به بند گران غم
تا سوی او دگر نکنی پرواز
ای مرغ دل که خسته  و بی تابی
دمساز باش با غم او ‚ دمساز

                                             فروغ فرخزاد

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
   سرطان عشق

 کاش در دهکده عشق فراواني بود

توي  بازار صداقت کمي ارزاني بود

کاش اگر گاه کمي لطف به هم مي کرديم

مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

کاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب

روي شفاف ترين خاطره مهماني بود

کاش دريا کمي از درد خودش کم مي کرد

قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود

کاش به تشنگي پونه که پاسخ داديم

رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود

مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست

کاش رنگ شب ما هم کمي عرفاني بود

چه قدر شعر نوشتيم براي باران

غافل از آن دل ديوانه که باراني بود

کاش سهراب نميرفت به اين زودي ها

دل پر از صحبت اين شاعر کاشاني بود

کاش دل ها پر افسانه  ي نيما مي شد

و به يادش همه شب ماه چراغاني بود

کاش اسم همه دخترکان اينجا

نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود

کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر

غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود

کاش دنياي دل ما شبي از اين شبها

غرق هر چيز که ميخواي و مي داني بود

دل اگر رفت شبي کاش دعاي بکنيم

راز اين شعر همين مصرع پاياني بود

 

                                                مریم حیدر زاده

 

این شعر رو خاتون جون برام تایپ کرده ممنون عزیزم

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
                  سرطان عشق

                         

در دور دست                                                          

قويي پريده بي گاه از خواب

شويد غبار نيل ز بال و پر سپيد .

 

لب هاي جويبار

لبريز موج زمزمه در بستر سپيد .

  

در هم دويده سايه و روشن .

لغزان ميان خرمن دوده

شبتاب مي فروزد در آذر سپيد .

 

همپاي رقص نازك ني زار

مرداب مي گشايد چشم تر سپيد .

 

خطي ز نور روي سياهي است :

گويي بر آبنوس درخشد زر سپيد .

 

ديوار سايه ها شده ويران .

دست نگاه در افق دور                                              

كاخي بلند ساخته با مرمر سپيد .                   

                                                     

                                                     سهراب سپهري      

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

سرطان عشق

باز هم قلبی به پایم اوفتاد
باز هم چشمی به رویم خیره شد
باز هم در گیر و دار یک نبرد
عشق من بر قلب سردی چیره شد
باز هم از چشمه لبهای من
تشنه یی سیراب شد  ‚ سیراب شد
باز هم در بستر آغوش من
رهروی در خواب شد ‚ در خواب شد
بر دو چشمش دیده می دوزم به ناز
خود نمی دانم چه می جویم در او
عاشقی دیوانه می خواهم که زود
بگذرد از جاه و مال وآبرو
او شراب بوسه می خواهد ز من
من چه گویم قلب پر امید را
او به فکر لذت و غافل که من
طالبم آن لذت جاوید را
من صفای عشق می خواهم از او
تا فدا سازم وجود خویش را
او تنی می خواهد از من آتشین
تا بسوزاند در او تشویش را
او به من میگوید ای آغوش گرم
مست نازم کن که من دیوانه ام
 من باو می گویم ای نا آشنا
بگذر از من ‚ من ترا بیگانه ام
 آه از این دل آه از این جام امید
عاقبت بشکست و کس رازش نخواند
 چنگ شد در دست هر بیگانه ای
ای دریغا کس به آوازش نخواند . . .

                                                                                    فروغ فرخزاد

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

Image and video hosting by TinyPic

 

ساحل افتاده گفت : « گر چه بسي زيستم

هيچ نه معلوم شد آه كه من كيستم .»

موج ز خود رفته اي، تيز خراميد و گفت :

« هستم اگر مي روم گر نروم نيستم . »

 محمد اقبال لاهوري

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

موج ز خود رفته رفت

ساحل افتاده ماند .

اين، تن فرسوده را،

پاي به دامن كشيد؛

و آن سر آسوده را،

سوي افق ها كشاند .

 

ساحل تنها، به درد

در پي او ناله كرد:

- (( موج سبكبال من،

بي خبر از حال من،

پاي تو در بند نيست !
بر سر دوشت، چو من،

كوه دماوند نيست !

« هستم اگر مي روم » ! خوشتر ازين پند نيست .

بسته به زنجير را ليك خوش آيند نيست . ))

 

ناله خاموش او، در دلم آتش فكند

رفتن؟ ماندن؟ كدام؟ اي دل انديشمند ؟

گفت : - (( به پايان راه، هر دو به هم مي رسند ! ))

عمر گذر كرده را غرق تماشام شدم :

سينه كشان همچو موج، راهي دريا شدم

هستم اگر ميروم، گفتم و رفتم چو باد

تن، همه شوق و اميد، جان همه آوا شدم

بس به فراز و نشيب، رفتم و باز آمدم،

زآنهمه رفتن چه سود؟ خشت به دريا زدم !

شوق در آمد ز پاي، پاي درآمد به سنگ

و آن نفس گرم تاز، در خم و پيچ درنگ؛

اكنون، ديگر، دريغ، تن به قضا داده است !

موج ز خود رفته بود، ساحل افتاده است !

                                                                        فریدون مشیری

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

تا چند صباحی دیگر شاید پایان راه زندگی ام باشد ، و یا شاید آغاز دوباره زندگی

آری من بیمارم ، بیماری که من مبتلا شده ام پایانش مرگ است ، تاریخ مرگم را می دانم و منتظر آن می مانم تا فرا رسد امیدی ندارم ، تنها امیدم به خداست که دوای دردم را برساند

می خواهم در این لحظات که از مرگ خودم باخبرم و می دانم چه زمانی فرا می رسد وصیتی برای همگان بنویسم پس بخوانید وصیت من را در این دفتر عشق

آهای آدمیان ! به چشمهای خود بیاموزید که نگاه به کسی نیندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نیز مجنون شدند با عقل و منطق زندگی کنند

آهای عاشقان ! اینک که پا به این راه دشوار گذاشته اید ، با صداقت عشق را ابراز کنید ، تنها عاشق یک دل باشید ، تنها به یک نفر دل ببندید ، و با یکرنگی و یکدلی زندگی کنید

آهای عاشقان به عشق خود وفادار باشید ، تا پایان راه با عشق باشید ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشید

آهای عاشقان ! از تمام وجود عاشق باشید ، و با اراده و اطمینان پا به این راه گذارید

رسم عاشقی دروغ و خیانت نیست ، رسم عاشقی صداقت است پس سر لوحه و الگوی  خود را صداقت قرار دهید

آهای عاشقان ! نه لازم است مجنون باشید و نه فرهاد ، تنها خودتان باشید ، همین و بس

آهای عاشقان ! ساده نباشید ، عشق را از ته دل بخواهید و انتظار عشق را حتی تا پای  مرگ بکشید

آهای عاشقان ! عشق را برای قلبش بخواهید نه برای  هوس و خوشگذرانی  و گذراندن لحظه های زندگی با هدف عاشق شوید و با عشق نیز از این دنیا بروید

وصیت من به همه عاشقان و آدمیان همین چند جمله بود

من سرطان دارم ، سرطان عشق

دوای درد من معشوقم هست ، و تاریخ مرگم برابر جدایی او از من میباشد

دوای دردم رسیدن به معشوقم هست ، و تاریخ شفایم گرفتن دستان او و رسیدن به او می باشد

پس خداوندا ! دوای درد مرا به قلبم برسان تا این کابوس وحشتناک  سرطان و مرگ به خاطر جدایی از عشق از وجودم محو شود

الهی به امید تو . . .

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

عاقبت  پرنده  شد
دل  دیوانه ی  من
رفت  و بر  شاخه  نشست
دل  بیچاره ی  من
*
منتظر  ماند  که  باز
برسی  از  ره  دور
شب  تنهایی  او
پر  شود  از  تو و  نور
*
عاقبت  ستاره  شد
دل  ماتمزده ام
رفت  تا  خلوت  ابر
در  شب  غم  زده ام
*
عاقبت  بهانه  شد
عشق  و شیدایی  من
حرف  آغاز  تو شد
شعر  تنهایی  من
*
عاقبت  شراره  شد
شعله های  قلمم
آتش  سرخ دعا
به نگاه  هر  شبم
*

عاقبت  ترانه  شد
دردهای  دل من
موج  دریای  خداست
به تن  ساحل  من
*

عاقبت  خاطره  شد
شانزده  سال  گذشت
به  تماشای  سکوت...
و  شکست...


متولد  شده ام !

                                            فریبا شش بلوکی 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

آفتاب است و، بيابان چه فراخ!

نيست در آن نه گياه و نه درخت.

غير آواي غرابان، ديگر

بسته هر بانگي از اين وادي رخت.

***

در پس پرده اي از گرد و غبار

نقطه اي لرزد از دور سياه:

چشم اگر پيش رود، مي بيند

آدمي هست كه مي پويد راه.

***

تنش از خستگي افتاده ز كار.

بر سر و رويش بنشسته غبار.

شده از تشنگي اش خشك گلو.

پاي عريانش مجروح ز خار.

***

هر قدم پيش رود، پاي افق

چشم او بيند دريايي آب.

اندكي راه چو مي پيمايد

مي كند فكر كه مي بيند خواب.

 

                                                                سهراب سپهری

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ايوان مي روم و انگشتانم را

بر پوست كشيده شب مي كشم

چراغهاي رابطه تاريكند

چراغهاي رابطه تاريكند

كسي مرا به آفتاب

معرفي نخواهد كرد

كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردني است!

                                       

                                                                        فروغ فرخزاد

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

در یک صبح دم تابستانی که هوا

به غبار زرد رنگ غریبی آلوده بود

و شهر

بوی سنگین هندوانه و شبدر خرده شده می داد

دو پیرمرد استخوانی که هر دو

موی سرشان را ناشیانه شانه کرده بودند

تنها و بی حواس پا برهنه به ایوان ها آمدند !

آن ها بدون این که اسم خود را به یاد داشته باشند

یکی در ایوان طبقه ی اول

و دیگری در ایوان طبقه ی دوم یک ساختمان گنجشکی رنگ

دل تنگ نشستند !

آن ها سعی کردند با کشیدن موی سر و به خصوص ریش خود

و روشن دیدن نوک بینی

به خاطرات سردرگم و تقریبا کور گذشته فکر نکنند . . .

اما برای هیچ کدامشان میسر نبود !

پیرمرد سرخ رنگی که در ایوان طبقه ی دوم نشسته بود

برای لحظه یی حس کرد که پاهایش سنگین تر شده اند !

او نسیم را می شناخت و به آن اطمینان عاطفی داشت !

برای این که دهانش خشک نشود و پاهایش ورم نکند

گره انتهایی پاهایش را باز کرد و

هر دو پا را از نرده آویزان کرد

تا هوایی خورده باشند !

پیرمرد سبزی که در ایئان طبقه ی اول نشسته بود

غرق در حس ته نشین شده ی عشق و

غریزه یی که هیچ عضوی از اعضایش را آشفته نمی کرد !

بی حوصله در انتهای نگاه مه آلود خود

در دشتی مالامال از سوزن های بزرگ

به تشییع جنازه پیره زنی که او را بدون تابوت می بردند

کمی فکر کرد . . .

بعد چند بار با انگوشت

روی زمین سخت ایوان

علامت + کشید و چند بار انگوشتانش

را در کف دست ها خواباند

وبعد برای آن که عرق سرد کف دستش خشک شود

آن را در هوا حرکت داد !

در آن لحظه بی آن که خود ببیند !

دستش در هوا به نخی برخورد کرد !

او بنا به طبیعت همیشگی

- که چوب کبریت ها را می جوید -

نخ را گرفت و کشید و کشید و کشید . . .

تا اولین خمیازه و سر گیجه که نشانه ی رسیدن شب بود

کارش به کشیدن و گلوله کردن کاموای قرمز گذشت !

او خوشحال بود که آن روز را به هیچ چیز فکر نکرده بود

و هیچ وقت هم نفهمید

که پیرمرد سرخ رنگی در ایوان طبقه ی دوم

آرام

آرام

محو شده است !

 

 

                                                 مرحوم حسین پناهی

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

ميزي براي كار،

كاري براي تخت،

تختي براي خواب،

خوابي براي جان، 

جاني براي مرگ،

مرگي براي ياد،

یادی برای سنگ

این بود زندگی . . .

 

 

                                                            مرحوم حسین پناهی

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

فلک پیر

در به در بود به دنبال لحاف شب خاک !

ده خسته در خواب !

سگ چوپان بی تاب !

گله در آغل بود

زیر نور مهتاب !

زوزه ی گرگ شغال

سایه ی مرگ بر آب

ورد صد باره پیر گله این بود ز دور :

بپرم؟

یا نپرم از لب جوب؟

 


                                                                                

                                              مرحوم حسین پناهی

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

ققنوس ، مرغ خوشخوان ، آوازه ي جهان

آواره مانده از وزش بادهاي سرد ،

بر شاخ خيزان ،

بنشسته است فرد.

برگرد او به هر سر شاخي پرندگان .

 

او ناله هاي گمشده تركيب مي كند ،

از رشته هاي گمشده پاره ي صد ها صداي دور ،

در ابرهاي مثل خطي تيره روي كوه ،

ديوار يك بناي خيالي

مي سازد.

 

از آن زمان كه زردي خورشيد روي موج

كمرنگ مانده است و به ساحل گرفته اوج

بانگ شغال ورد دهقاني

كرده ست روشن آتش پنهان خانه را

قرمز به چشم ، شعله ي فردي

خط مي كشد به زير دو چشم درشت شب

و اندر نقاط دور،

خلقند در عبور.

او،آن نواي نادره ، پنهان كه هست،

از آن مكان كه جاي گزيده ست مي پرد.

در بين چيزها كه گره خورده مي شود

با روشني و تيرگي اين شب دراز

مي گذرد.

يك شعله به پيش

مي نگرد.

 

جايي كه نه گياه در آنجاست،نه دمي

تركيده آفتاب سمج روي سنگ هاش،

نه اين زمين و زندگي اش چيز دلكش است.

حس مي كند كه آرزوي مرغ ها چو او

تيره ست همچو دود اگر چند اميدشان

چون خرمني ز آتش

در چشم مي نمايد و صبح سفيدشان.

 

حس مي كند كه زندگي او چنان

مرغان ديگر بسر آيد

در خواب و خورد،

رنجي بود كز آن نتوانند نام برد

آن مرغ نغمه خوان،

در آن مكان ز آتش تجليل يافته،

اكنون، به يك جهنم تبديل يافته،

بسته است دم به دم نظر ومي دهد تكان

چشمان تيزش.

وز روي تپه،

ناگاه،چون بجاي پر و بال مي زند

بانگي بر آرد از ته دل سوزناك و تلخ،

كه مغيش نداندهر مرغ رهگذر .

آنكه ز رنج هاي درويش مست،

خود را به روي هيبت آتش مي افكند .

باد شديد ميدمد و سوخته ست مرغ

خاكستر تنش را افروخته ست مرغ

پس جوجه هايش از دل خاكسترش به در .

 

 

                                               نیما یوشیج

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش!

ماییم که پا جای پای خود می نهیم

و غروب میکنیم هر پسین!

آن روشنای خاطر آشوب در افق های تاریک دور دست

نگاه ساده فریب کیست که هم راه با زمین

مرا به طلوعی دوباره می کشاند؟

ای راز!

ای رمز!

ای همه ی روزهای عمر مرا اولین آخرین...

 

 

                                           مرحوم حسین پناهی

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

نیمکت کهنه ی باغ

خاطرات دورش را

در اولین باران زمستانی

از ذهن پاک کرده است!

خاطره ی شعرهایی را که هرگز نسروده بودم!

خاطره ی آوازهایی را که هرگز نخوانده بودی . . .

 

                                           مرحوم حسین پناهی

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

بی راهه رفته بودم

آن شب!

دستم رو گرفته بود و می کشید!

زین بعد همه ی عمرم را

بی راهه خواهم رفت!

 

                                           مرحوم حسین پناهی

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

هیچ وقت!

هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد!

امشب دلی کشیدم

شبیه نیمه ی سیبی

که به خاطر لرزش دستانم

در زیر آواری از رنگ ها

ناپدید ماند . . .

 

                                           مرحوم حسین پناهی

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

قاصدک! هان چه خبر آوردی؟

از کجا وز که خبر آوردی؟

خوش خبر باشی اما اما

گرد بام و در من

بی ثمر می گردی.

 

انتظار خبری نیست مرا

نه زیاری نه ز دیارو دیاری باری

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

برو آنجا که ترا منتظرند.

قاصدک!

در دل من همه کورند و کرند.

 

دست بردار از این در وطن خویش غریب.

قاصد تجربه های همه تلخ

با دلم می گوید

که دروغی تو دروغ

که فریبی تو فریب

 

قاصدک!هان ولی...آخر...ایوای!

راستی آیا رفتی با باد؟

با توام آی! کجا رفتی؟ آری...!

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

مانده خاکستر گرمی جایی؟

در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز؟

 

قاصدک!

ابر های همه عالم شب و روز

در دلم می گریند.

 

                                                                       مهدی اخوان ثالث

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

  خدای عزیز!

تو چطور تونستی که بدونی خدا هستی؟

خدای عزیز!

چرا به جای اینکه بذاری مردم بمیرن و مجبور بشی که آدمای تازه ی دیگه یی بسازی همین ادمایی رو که وجود دارننگه نمیداری؟

آقای خدای عزیز!

دلم میخواستآدما رو یه جوری می ساختی که آنقدر اسون تیکه پاره نشن. من تا حالا سه جای بخیه و یه دونه جای زخم دارم

خدای عزیز!

تو چرا به نازگی هیچ حیوون جدید اختراع نکردی؟ما هنوز همون حیوونای قدیمی رو داریم

خدای عزیزم!

لطفا یه کره اسب برام بفرست.تا حالا هیچی ازت نخواسته بودم میتونی فهرست خود تو نگاه کنی.

خدای عزیز!

اگر به من یه چراغ جادو مثل علاءالدین بدی من به تو هرچی که بخوای میدم البته به جز پول و بازی شطرنجم!

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

تقدیم به تنها صدف دریایی عشقم که به اندازه بی کرانگی اقیانوس ها دوستش دارم !

____________**__**_____* __________
___________***_*__*_____* _________
__________****_____**___****** ____
_________*****______**_*______** __
________*****_______**________*_**
________*****_______*_______* _____
________******_____*_______* ______
_________******____*______* _______
__________********_______* ________
__***_________**______** __________
*******__________** _______________
_*******_________* ________________
__******_________*_* ______________
___***___*_______** _______________
___________*_____*__* _____________
_______****_*___* _________________
_____******__*_** _________________
____*******___** __________________
____*****______* __________________
____**_________* __________________
_____*_________* __________________
_____________*_* __________________
______________** __________________

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
 

pictofxt

Lonely Girl Template

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl Template for Blog

saratane-eshgh

فاضل

http://saratane-eshgh.blogfa.com

سرطان عشق

من سرطان دارم ، سرطان عشق

دواي درد من معشوقم هست ، و تاريخ مرگم برابر جدايي او از من مي باشد

دواي دردم رسيدن به معشوقم هست ، و تاريخ شفايم گرفتن دستان او و رسيدن به او مي باشد

پس خداوندا دواي درد مرا به قلبم برسان تا اين كابوس وحشتناك سرطان و مرگ به خاطر جدايي از عشق را از وجودم محو شود الهي به اميد تو !
Professional Web Site Design Center

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

فاضل,saratane-eshgh,http://saratane-eshgh.blogfa.com, tbf_004, TBF_004, girl, Lonely Girl Template, template, black template, pictofxt, blog, blogging, dairy, note, يادداشت, زوزانه, خاطرات, وبلاگ, بلاگ, قالب سياه, دختر, سياه, دختر تنها, قالب تنهايي, قالب دخترانه Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Site Design Studio Professional site design Template Design Studio قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt Farsi Blog